کباب از نوع ایرانی‌اش.....

دو یا سه هفته پیش، جشن تولد یکی از هم‌دانشکده‌ای‌های سال بالایی بود و دوستانش به همین خاطر قصد کردند به زبان فرنگی‌ها سورپرایزش کنند با طبخ کباب ایرانی.....یکی از دوستان روسِ ما، درست‌ترش این است که بگویم دوستِ احسان و بهنام، شب‌هنگام به خانه کوچکمان آمد و مدد طلبید برای آموزش طبخ کباب..بلکه برای فردا که قصد گردهمایی در لِیک وابِرگ را داشتند، آمادگی لازم را کسب کرده باشد و بتواند کبابی ایرانی بپزد و جماعتِ همراه، تنور شکم را برتابند! مشکل آنجا بود که نه احسان، نه بهنام هیچ‌یک برای فردا آنقدری فراغ بال نداشتند که همراهی‌شان کنند، که اگر می‌شد، نیازی به انتقال تکنولوژی نبود...

آموزش را احسان و بهنام در کنار هم آغاز کردند....بنده خدا، اولِگ شاید سخت‌ترین مسائل بهینه‌سازی را در این چهار سال حل کرده بود، اما به گمانم طبخ کباب به‌نظرش مساله‌ای اِن پی هارد می‌نمود.....

 

آموزش خوبِ خوب پیش رفت تا به مرحله حساس رسید....آنجا که کمبود ابزار همیشه خود را نشان می‌دهد و با صدای بلند اعلام می‌کند: بدون من هرگز کاری از پیش نمی‌برید!!....منظورم همان سیخ کباب است یا آن‌گونه که این‌ها می‌گویند اسکیوئر..اساسا سیخ کباب های موجود در اینجا، که اولِگ هم همراهش آورده بود، عرضشان بی‌نهایت کم است و بنابراین به جهت استفاده برای طبخ کباب ایرانی، منظورم همان کوبیده کذایی است، پشیزی نمی‌ارزند، چون اساسا تحمل وزن آن حجمی از گوشت که برای یک سیخ کباب کوبیده معمولی لازم است، در توان‌شان نمی‌گنجد..

بنده خدا، اولِگ که این همه آموزش دید، جزوه نوشت و از بَر کرد....دلم برایش سوخت، موقع رفتن اشک را می‌شد در چشمانش به وضوح دید....اشک‌هایی نَه از فرط ناراحتی که به جهت رنده کندن پیازهای قرمز اینجا...

اما پایان داستان، آن‌گونه که بچه‌ها برایم تعریف کردند، این شد که صبح روز بعد گوشت‌ها درون فویل آلومینیومی روی آتش رفت و شُد تقلیدی به غایت ناموزون از کباب خوشمزه ایرانی... این شد که هر سه، یا شاید بهتر است بگویم آن سه نفر، مقرر کرده‌ایم هرکسی سیخ کباب به سبک ایرانی یافت، بدون شنیدن "بله" وکیل است برای عقد (ببخشید خریدِ) آن بدون اجازه بزرگترهای فامیل....

شوخی که نداریم! هرچه را بشود فراموش کرد، کباب ایرانی را آیا می‌شود؟؟..

/ 11 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهناز-علی

دلمون که خیلی وقته برات تنگه یه کاری کردی دیگه کباب از گلوی ما پایین نمی ره.بعدش هم حالا مگه مجبور بودین کباب کوبیده بخورین که اینقدر درست کردنش سخته ما اینجا که همه وسایل هم داشته باشیم نمی توانیم درستش کنیم چنجه وجوجه بخورید

نادر

سلام سهيل جان كباب به روش پيچيدن تمامي محتويات گوسفند به جز ضايعات لاي پوست خودش، سپس چال كردن آن لاي آتيش منجر به خاكستر فراموش نشود... مخصوصاً در پارتي هاي متعدد (ببخشيدددد جشن هاي مجاز) ... جزوشو ندارم برات بفرستم،‌اما مي دونم كه كمپلتلي قضيه را گرفتي...

فریده

خدا رحم کنه. نشستم ببینم کوفته تبریزی چطور درست می‌کنید یا حتی فسنجون.

زيتون

بسم الله سلام چی بگم! فقط اینو میدونم که اگه خودش شیرین نشده باشه خاطره اش که خیلی شیرین شده و خودش که تموم شد و رفت اما خاطره اش موندگار شد...راز قانون خاطره توی همه (میم رو با تشدید بخون) چی موفق باشی[لبخند]

زيتون

چون ميدونم کباب هر چي باشه شيرين نيست اگر هم باشه که حال به هم زن ميشه پس منظورم از شيرين در پيام قبلي خوشمزه (يا خومشزه بچه گونه) بود....از همه شيريني ها و شيرين ها و از جمله و بالاخص و علي الخصوص و اختصاصا از جناب کباب ايراني معذرت ميخوام[نیشخند]

زيتون

راستي اين دوست شما چرا سه تا دست داره؟![چشمک]

افشین سعیدی

سهیل جون سلام دل ما را که خوب کباب کردی - خوش باشی شکمو[نیشخند]

عمه کوچکه

نوش جانت

سحر خاخولت

[قهقهه][قهقهه]عکس اولیو ...نمی دونستم بهنام سه تا دست داره[خنده]... همبرگرای اونجا رو بخور منو یاد کن داداششششش...من از هرچی کبابه...هوووووع سیخ برات بفرستیم به عنوان سلاح سرد میگیرنش این مزدورا...حالا چی کار کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟ میگم برو این لوازم تحریریا رو بگرد شاید خط کش فلزی داشتن[خنده]

امین

سلام دکتر جان ماشالا از هر انگشتت هنر می باره دیگه وقته شوهر کردنت شده! نه ببخشید اشتباه شد وقت ازدواجت منظور بود [چشمک] خوش به حال مامان شارلوت ... [نیشخند] همیشه سلامت و خوش باشی[گل]