همکلاسی‌های دیروز...

نمی‌دانم دست تقدیر است یا اتفاقی ساده، به هرحال حکایت این بود که بعد از آوای گرم و به غایت صمیمی هُمام، حال این بابک باشد که از فاصله‌ای بسیار دور به قدر دوازده ساعت، صدایش را بشنوم و با او نیز یادی کنیم روزهای گذشته را، به خصوص همه آن شرارت‌ها و شیطنت‌های گاه یواشکی از زیر پل کالج تا چهارراه ولی‌عصر که من اگر مجری همگی‌‌شان نیز نبودم، به تماشا نشستن همگی‌شان طعمی داشت برایم بسیار شیرین‌تر از درس خواندن....همان روزهایی را که سهیل اینی نبود که شده و هست و دوست ندارم بیش از این، بماند....

می‌گذرد در سکوت، گاه قدم‌زنان، اغلب دوان دوان، به هرحال اما بدون آنکه بگذارد صدایی به گوشم برسد.....و نباشد اگر هر از چندگاهی یادی از گذشته‌، هر از چندگاهی شنیدن خاطرات شیرین، و این یکی را نمی‌گویم هر از چندگاهی که خدا کند به چند نکشد، حتی آگاهی از اخبار ناگواری همچون اینکه روح‌ا... میری، آن همکلاسی همیشه بازیگوش و این اواخر هم‌دانشگاهی باهوش، به رحمت خدا رفته، تا به یادت آورند آنچه را که باید، می‌شود حکایت ای که پنجاه رفت و در خوابی، مگر....!!

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریده

دست شما درد نکنه. اگر سن شما میانسالیه، مادر بنده که قاعدتن سالهاست به رحمت خدا رفته!!! خودمم که در آستانه میانسالیم. خواهر برادرای بیچارمم همشون پیرن. آقای دکتر نمیشه یه ریفرنس معرفی کنید در زمینه مقیاس های زمانی. بلکم ترم آینده این واحدو با شما پاس کردیم بفهمیم جریان این پیری زودرس چیه؟

سحر خاخولت

ای مارمولک موزمار...تو مجری همیشگی نبودی؟؟؟اینگیلیس !!!!!!!!:-)))))))) ...ای ششیططون ( لطفا با لحن حاج اقا خوانده شود:-)))))))))) )

امین

دکتر جان لطف بفرمایید مامانه شارلوتو زودتر دریابید چون می ترسم اون چارتا شیوید رنگ جو و گندم بگیره اونوقت .... [زبان] راستی بادتون باشه خانوما هیچوقت سنشون از 14 یا 18 بالاتر نمیره دفعه بعد که خواستی راجع به سن و این چیزا صحبت کنی یادت باشه این نکته رو عنوان کنی [چشمک] البته مهم اینه که دلت جوون باشه سن و سال خیلی مهم نیست [نیشخند] همیشه سلامت و خوش باشی[گل]

زیتون

بسم الله سلام با فریده موافقم....زود جو گیر میشی ها؟! دوست داری اینطوری؟ جالا که اینطوری دوست داری پدر جان بزرگی به سن نیست روحتو بزرگ کن

متین

آقای همتی سلام در فراغتی که طی هفته های اخیر حاصل شد توفیق یافتم یادداشتهایتان را بخوانم و با جریان سیال ذهنتان بیشتر همراه شوم. همه را خواندم البته آنهایی را که رخصت ورود به نیمه دیگر تنهایی خود را به دیگران عطا فرموده بودید. {از لابه لای سطرهای شما و پیامها پیداست که تنها نیستید.... اما بسیار با خود خلوت می کنید} ادعا نمی کنم که همه را فهمیدم و هضم کردم.اما کنجکاوی ام که مرا به دنبال خود می کشید بر آنم داشت که به هر گوشه ای از دستپخت شما ناخنکی بزنم و قدری بچشم. طعم مطبوعی داشت آنگاه که کلام را با طرح مفاهیم روزمره زندگی یا دغدغه های بشری آغاز کرده و با حقایقی عمیق و زیبا همچون عشق ، امید و تلاش آنرا به پایان برده بودید.{روندی که بسیار مشهود بود} و این همان قدرت خود ترمیمی انسان است که پروردگارش به او بخشیده و آنکه این موهبت را ارج نهاده و تقویتش میکند قادر خواهد بود در لحظات سخت تهدید انگیزه ها که از آن سخن گفته بودید و در گذر از وابستگی های نامطلوب به سوی دلبستگی هایی والا و ارزشمند به مدد ایمان و صبر و امید، گامهایش را استوارتر بردارد و به پیش برود. در همراهی با سیر تحول نوشته ها تا حدی میشود فراز

متین

و فرود روحیه شما را حس کرد: گاه سرشار از شیطنت و هیجان و ....و گاهی هم شاید نوعی دلتنگی همراه با واکاوی بیشتر درون ....و این طبیعت بشر است که همیشه در یک حال نیست. از این رو نمی توان هر بار مطلب نوشته شده را به کل احساس درونی و مکنونات قلبی شما تعمیم داد بلکه باید دید در چه حال و فضایی کلمات از فواره ذهن به انگشتان شما روان شده اند.مثلا با خواندن مصرع اول ضرب المثل یاد شده میشود توهم پیری زودرس شما را نتیجه گرفت اما وقتی ذهن جای خالی آن نقطه ها پر میکند موضوع مهم تری رخ می نماید که جای درنگ بیشتری دارد......(مگر این چند روز در یابی..) در پایان برای روح دوست عزیزتان از درگاه حضرت دوست، رحمت و آرامش طلبیده و امیدوارم فیلمهای زیبایی از ایشان در آرشیو خاطره ثبت شود... پختگی فکر و اندیشه و جوانی و شادابی جسم و روح را برایتان آرزومندم [گل]

متین

آقای همتی با سپاس از بذل توجه شما : اول:آنچه در پیام قبل نگاشته ام نه صرفا تعریف و تمجید ، بلکه نوعی جمع بندی نگاهم نسبت به مجموعه یادداشتهای شما و اهتمام من برای شناخت بهتر نویسنده آنها و درک مطالب بود. بسیار راغب بودم که برای تک تک آنها به فراخور موضوع پیام بگذارم، اما به سبب غنیمت شمردن وقت ارزشمند شما و توجه به این نکته که شما قطعا در کیلومتر ها آن سوتر مشغله های بسیار مهم دیگری دارید و نیز سپری شدن زمان بسیار از نگارش مطالب از این کار منصرف گردیدم . در ضمن برای آنکه کاربری سازه شما حفظ شود باید عرض کنم چند مورد انتقاد و پیشنهاد نیز برایتان داشتم که اگر عمری بود و فرصتی، چنانچه پذیرایش باشید در پیامهای آتی تقدیم خواهم کرد. دوم:خیر ،من وبلاگ ندارم و اصولا از کودکی تا بحال در نوشتن بسیار کاهل بوده ام.اما از مقایسه توجه شما به لحن پیام اولم(مطلب روبرویم) و پیام اخیر این نکته به ذهنم متبادر می شود که شما زبان معیار را بر محاوره ترجیح می دهید.من نیز معیار را بیشتر می پسندم اما بیشتر اوقات بیم تبدیل شدن نوشته هایم به انشاگونه هایی صرف می رود که احساس می کنم محتوا ، فدای قالب و شکل بیان میشود.با این حال تصور

متین

می کنم با لختی تلمذ در محضر شما بتوانم بر این مشکل فایق آیم و شاید من نیز روزی آشیانه کوچکی برای نجواهای درونم بسازم . سوم:به نظر من هم داشتن پیش زمینه در برقراری ارتباط و درک عمیق متقابل از یکدیگر بسیار مهم و موثر است .اما بدون صرف اندکی زکاوت و فطانت و تنها با نگاهی به سیل پیامهای آغازین مخاطبان مشفق و نکته سنج و دوست داشتنی شما می توان دریافت که آنها از ساختارشکنی شما تا حدی غافلگیر شده اند.به طوری که بسیاری از عزیزان برایتان از شگفتی تفاوت تصویر روشنی که از شما داشته اند با نگارنده ای توانا و عمدتا درون گرایی که اکنون در پیش روی خود می بینند نوشته اند. پس اگر قدری منصف باشیم در خواهیم یافت که با وجود اهمیت پیش زمینه ، اگر فردی چون من{ به عنوان یک مخاطب فرعی از منظر شما } اندک توفیقی در حصول به درک مقصودتان یافته ام صرفا به سبب ذره ای درنگ بر بطن و متن یادداشتهای شما بوده و بس. با این حال من از خواندن پیامهای دلسوزانه و سرشار از ملاحت و در مواردی بسیار هوشمندانه ی مخاطبان خردمندتان حظ وافر بردم و از این رو به شما غبطه خوردم. از اینکه فرصت این را یافتم که تنها دویدن شما را به نظاره بنشینم و به دنبال گمشده

متین

حقیقی همیشگی خودم و همه انسانها که به زعم من همان بصیرت و معرفت است ، به خلوت شما دست درازی کنم، بسیار به خود می بالم و بی صبرانه در انتظار فراغتی دیگر که نمی دانم کی دست خواهد داد، هستم. در پناه الطاف خداوند متعال، تندرستی و کامروایی و پویایی اندیشه، توشه راهتان در رسیدن به سر منزل مقصود باد[گل]

افشین

سلام بر متین و سهیل عزیز من نیز از متن بسیار جالب شما عزیزان لذت بردم. موفق باشید.