همگرایی یک دنباله (2)...

به خیانت به مواضع خودی اگر تعبیر نشود، در عین حال می‌دانم پایانی برای این مناقشه در کار نخواهد بود، صلح را باید پذیرفت با شرایطی به سان عهدنامه ترکمانچای، بلکه بدتر... یکی‌اش همین که بگذاردش هر مرتبه که بخواهد کنارم بیاید...آنقدر سکوت کند تا متوجه آمدن‌ش شوم....لبخند بر لب، آرام، دلفین آبی‌ را به پایین بیندازد....و دست آخر، هنوز بهتر از همه پیش‌بینی‌ام کند، آن‌قدر که باورم شود حنایم دیگر رنگی ندارد!

انتظار این یکی را واقعا نداشتم...در میانه این همه دویدن و دست و پا زدن، نمی‌دانم آیا بابت آن سرآغاز و این سرانجام، باید شکرگزار باشم یا گله‌مند...چطور است که هنوز نمی‌دانم گاه از دست سهیل به که پناه باید برد....تو می‌دانی که نمی‌دانم!

/ 5 نظر / 14 بازدید
ali

یه راهنمایی کوچولو در مورد اون دلفین آبی می فرمائی؟؟[نیشخند]

ali

ورود دلفین به دنباله, در مقایسه با اون تمساح های معلوم الحال , برای مجموعه ایمن تر به نظر می رسه ! علاوه بر این , هم باهوشتره و هم زیباتر!!![چشمک]

اکبر (س)

سلام سهیل جان دیشب همش تو را تو خواب دیدم. انشاا... که خیر است. دلمان برایت تنگ شده. انشاا... به زودی ببینمت موفق باشی