مفاهیم بنیادین برنامه‌ریزی ریاضی...

در طول ترم، هر وقت که خاطرم می‌آید، جز یک هفته‌ای پس از میان ترم، همیشه موضوعی و تمرینی برای این درس داشتم که گوشه‌ای از مغزم را، با فرض موجودیت، اشغال کند....ایستاده مقابل قابلمه محتوی برنج که موقع دم‌کشیدن، از همیشه آرام‌تر قد می‌کشد،،، نشسته زیر قیچی کُند خانم آرایشگر که نمی‌دانم روی کله‌ استثنایی من دنبال چه می‌گردد،،، یا حتی درازکشیده زیر نور آفتابِ ظهر یکشنبه تا ویتامین دی بدنم تامین شود... فرقی نداشت....اف ام پی اینجا، اف ام پی آنجا، اف ام پی همه‌جا...فقط کافی بود دستش را دراز کند تا ....

بدتر از همه شاید امتحانش بود که آن‌هم سبکی منحصر به فرد داشت."تشریف می‌آورید دوساعت زودتر، سئوالات را می‌گیرید، می‌روید یک جایی برای خود می‌نشینید و فکر می‌کنید....بعد می‌آیید اتاق من تا در مورد سئوالات با یکدیگر بحث کنیم."...اما این سبک جدید هم افاقه نکرد و مثل همیشه پیش از امتحان و شاید ده بیست دقیقه ابتدایی امتحان، دستانم از مچ به پایین یخ کرده بود....آخرش اما آنقدری می‌شد صفت خوب را در توصیفش بکار برد که رویم بشود از دکتر جی پی دوست‌داشتنی بخواهم بگذارد عکسی به یادگار از این لحظه تاریخی بگیرم!

این یکی هم گذشت..........

یاد همه هاج و واج ماندن‌ها هنگام نفهمیدن‌ها‌،

یاد همه شرمندگی‌ها و سرخ‌شدن ها موقع سوتی‌دادن‌ها

یاد همه درجا زدن‌ها موقع اثبات یک قضیه،

یاد سردرگمی ناشی از تناقض ظاهری دو گزاره‌

یاد همه ناامیدی‌های یک روز مانده به موعد تحویل تکلِیف،

یاد سرخوشی‌های زودگذر پس از حل یک و تنها یک تمرین که می‌شدم (...) کیف!

یاد ‌ها و یادهایی دیگری از این دست، همیشه در خاطرم خواهد ماند...این، سخت‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین درسی بود که تا به امروز در دانشگاه گذرانده‌ام....

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر خاخولت

وااااااااااااااااااای این چه طرز امتحان گرفتنه؟؟؟چه ترسناک!!!!!

سحر خاخولت

راستشو بگو رو تخته "ایکس او"بازی میکردین؟؟؟؟[خنده][قهقهه]

امین

ما اونقدر محو موهای شما شدیم که اصلا تخته رو ندیدیم!!! حالا دکی جان مارو نپیچون این عکس که فتوشاپی نیست همون اصل کاریو به ما معرفی کن [چشمک]

زیتون

بسم الله سلام خوبی! موفق باشی تا باشه از این یادها که حتی تلخ هاش هم بعدا شیرین میشه ....

افشین جون

سلاماَ الیکم حاج آقا زیارت قبول - البته بعد از اصلاح زیر دستان خانم و آفتاب گرفتن زیر... اولاَ - مبارکه در ایران همیشه شما را 6 نیغ میدیدیم - حالا واسه ما توی امریکا عضو بسیج دانشجویی شدی. دوماَ - قیافه این استادتون هم بیشتر شبیه زبل خانه تا استاد USA سوماً - اون خانوم آرایشگر مثل اینکه موهاتو کم کوتاه میکنه که زودتر شما را زیارت کنه - البته با اینکه موهات کمه ولی برات وقت میگذاره. چهارماً - همونطور که سحر جان گفتند شما روی تخته نقاشی میکشید و XO بازی میکنید و بعد برای رد گم کنی ریش میزارید و گریه زاری راه میندازید. پنجماً - دبگه حنا پیش ما رنگی نداره - برو یه فکری به حال پست بعدیت بکن و مراقب باش دستتو رو نکنی - وگرنه ... [شیطان]

فریده

خدا رو شکر.

فریده

[خنده] اینم میشه عزیز

مجتبي

سلام سهيل جان، ديدي؟ من كه ميشناسمت. هي ميگفتي هيچي نميفهمم؛ هي ميگفتي خيلي سخته از عهدش برنميام؛ هي ميگفتي.... ولي آخرش مثل همه آخرهاي گذشتت بازم بهترين نگم يكي از بهترينا بودي. وقتي من قبولت دارم بدون كه كارت خيلي درسته! [چشمک] [نیشخند]

سحر خاخولت

قسم روباه رو باور کنیم یا دم خروس؟؟؟؟[قهقهه][قهقهه][قهقهه] [گل]خفن من[گل]

تیرداد

دوستای خنده ای داری(افشین وامین) تو کف آرایشگر ی از جنس زن موندن. مردم از خنده[قهقهه]