چرا عاقل کند کاری؟!...

بالاخره چشم ما به جمال آمریکا باز شد...فلوریدانوردی ما از تمپا (Tampa) شروع شد، شهری در ساحل غربی ایالت فلوریدا....جای همگی‌تان خالی، روز قبل از رفتن به تمپا، بلیط‌های شهربازی کذایی رو خریدیم...برخلاف پارک‌های خودمون، اینجا یه ورودیه داره نزدیک هفتاد و پنج دلار که برای یک مرتبه پرداخت می‌کنی و برای یک سال به تعداد نامحدود می‌تونی بری از تمامی وسایل بدون هیچ هزینه اضافه‌ای استفاده کنی...یه باغ وحش اساسی داره و از همه مهم‌تر پر از ترن‌های هواییه...جاتون خالی، بدترینش ترنی بود به اسم Sherikra که به جرات می‌تونم بگم فوق‌العاده ترس‌آور بود..تصور کنید تا ارتفاع نزدیک 65 متری بالا برید و از اونجا با شیب 90، باور کنید با شیب قائم، با سرعت سرسام‌آور بیشتر از صد کیلومتر در ساعت سقوط آزاد کنید!!! باور ندارید، نگاه کنید!! من فقط تئوری‌ش رو یاد گرفتم، چون واقعا جرات نکردم امتحانش کنم...اما احسان و بهنام و ناصر عزیز که دو سه روزیه از نیویورک (یا اونطور که خودش اصرار داره از ایالت نیویورک، چون واقعا از محل استقرار دانشگاه کرنل شاکیه!!!) اومده، سوار شدن...

در مسیر ترن هوایی، دوربین‌هایی نصب شده که از همه آدم‌ها عکس می‌گیره که قیافه‌شون تو اون لحظات دیدنیه خیلی!! اگه خواستید فیلمش رو هم نگاه کنید....

یه سری دیگه ترن هوایی هم اینها بودن...قبل از سوار شدن شرم کردم از ترسی که دلم رو می‌لرزوند، حین حرکت سنکوپ کردم از ترسی که پرم کرده بود و بعد از پیاده‌ شدن هم داد و فریاد کردم سرِ خودم از ترس اینکه حتما عقل ندارم که سوار همچنین چیزایی شدم!!! باور کنید هرچی قیافه‌ام ترس درونم رو نشون می‌ده، باید ضرب‌در میلیونش کنید تا احساسم رو بفهمید!!

فیلمش هم اینجاست..

و البته بازهم آن دوربین‌های کذایی....

 

و فیلم کذایی این‌یکی که سوارشدنش مردانگی می‌خواست، هم اینجاست

 

تا بعد در پناه پروردگار مهربان....

/ 8 نظر / 10 بازدید
REDFOX-MZ

سهیل جان، یادداشت های خوب و جالی داری... به وبلاگ من سر بزن و اگر خواستي لينک وبلاگ من رو بذاري با عنوان وبلاگ مکار ايراني يا روباه قرمز اون رو بذار http://redfox_mz.persianblog.ir/ با تشکر، روباه قرمز[عینک]

فریده

سلام بابا شجاعت خداییش من حتی نمیتونم خودمو تو اون شرایط تصور کنم چه برسه به اینکه بخوام یه همچین چیزی رو امتحانم بکنم. جدا خیلی اعصاب دارید.

سحر

سلااااااااااااااااااااااااااااااام[ماچ]...اخ اخ اخ اخ حسابی...!!!!حیف این جا مکان عمومیه نشد جملمو کامل کنم[خنده][خنده][خنده][خنده] عجب شهامتی... دقت کردی تو عکس دوم پشت سری احسان یه دختر بچست؟؟؟!!!!!! اهنگ بلاگتو خیلی دوست دارم پر از خاطره ست

امین

به به آفرین دکتر جان به اینهمه جرات [لبخند] بهت افتخار میکنیم [چشمک] پیشاپیش سال نو رو بهت تبریک میگم [گل] از مراسم نوروز در اونجا هم یه گزارشی بنویس سهیل جان سالی پر از موفقیت و شادی و سلامتی برات آرزو میکنم [گل] سلامت و خوش باشی

فریده (ح)

wow می میرم واسه این شهر بازی ها ....فقط بازی های خطر ناک ...بقیش بچه بازیه ...اینجا توی بزرگترین و مجهز ترین شهر بازی ایران فقط وسیله خطرناکه که از بس خطرناکه باید التماس کنی تا آدما بیان سوارش شن تا تکمیل شه ...فقط من سوار اون می شم...جای منم خالی کنید

زيتون

سلام دوباره چرا اين يکي که جلوي اون يکي نشسته توي عکس اولي چرا انگار سرش رو گذاشتن روي هيکلش؟ فهميدي که کدوم رو ميگم[چشمک] هموني که جلوي شما ننشسته جلوي اوني نشسته که کنارت نشسته[خنده] حالا نيتت چي بوده از اين که مارو شريک کردي توي خاطره ات؟ دل سوزوندن بوده يا..... راستشو بگو مجلس بي رياست!

ناصر

سلام سهیل جان :) آقا دمت گرم‘ نمی دونی چقدر خندیدم این عکسا رو دویاره دیدم... داشتم دوباره فیلم هاش رو میدیدم‘ ترس برم داشت. اییینا چیه ما سوار شدیم :))) به خصوص اوون شیکرا و اوون آخریه. ای کاش عکس شیکرا رو من می گرفتم... آقا دم شما گرم‘ به من که خیلی خوش گذشت

ناصر

راستی سهیل‘ احتمالا نمی خای از شاهکارهای بوولینگت و ورد هایی که برای من و بهنام و ... می خوندی چیزی بنویسی؟!!