آنفلونزا...

 

بازهم با این حال، پیش خود می‌گفتم عادت اینها همیشه این بوده که بیش از حد جدی بگیرند و از سیر تا پیاز کم نگذارند...از ارسال ایمیل‌های گاه و بیگاه، از ارائه بروشورهای مختلف آگاهی‌بخش و این اواخر حتی از فرستادن پیام کوتاه هم فروگذار نکردند، بلکه آدم یا آدم‌هایی مثل من کَک‌شان بگزد و سرِ عقل بیایند... بدین معنی که نکات ایمنی را جدی بگیرند!

تا اینکه صبح جمعه رسید و من با احساس دردی در تمام بدنم بیدار شدم و به عادت پیشین، سعی کردم بی‌تفاوت باشم تا چندساعتی از روز بگذرد، بلکه درد، خود بخود آرام گیرد...غافل از اینکه داستانِ این‌بار، مهیج‌تر است و از قسمت‌های پیشین کپی‌اش نکرده‌اند! تا بعدازظهر که سری به مرکز بهداشت و درمان دانشگاه زدم، حدس می‌زدم آنفلونزا باشد، اما نه اینکه با آن چهارپای محترم رابطه خویشاوندی داشته باشد! تا اینکه لبخند ملیحِ دکتر و واطلاع از اینکه شما نیز به جرگه مبتلایان به آن ناخوشی کذایی صادره از مکزیک پیوسته‌ای، هوش از سرم پراند!

این چند روزه کارم شده بود استراحت، استراحت و استراحت....با خوردن متناوب مایعات که البته به دنبالش قضای حاجت را از همیشه بیشتر ضروری می‌نمود.... داروهایی هم که مصرف کردم، با اینکه اسامی عجیب و غریبی داشتند، اول و آخر همان دکسترمتورفان و استامینوفن خودمان‌ بودند با شکل و شمایلی جذاب، بسته‌بندی‌شده آماده قالب کردن به بیمارِ از همه جا بی‌خبر....

شُکر، این یکی نیز گذشت! در این میان فقط خدا رحم کرد که به لطف استاد، از امتحانِ دیروز معاف شدم! سالم اگر بودم، هیچ نمی‌دانستم برای نوشتن، چه رسد به حال که آب بینی‌ام را نمی‌توانم جمع کنم!

/ 10 نظر / 9 بازدید
فریده

من به این سحربانو هی میگم برو مراقب خان داداشت باش. آخه یکی نیست بگه حاج آقا شما رو چه به آنفلوآنزای خوکی. خدا رو صد هزار مرتبه شکر که از حرفات بر میاد بهتری.

ابوالفضل

سلام الحمدلله كه بهتري. اما در حال حاضر هر كس سرما .. مي خوره ميگن از نوع خوكيه. عزيزمو نگران نباش همانطور كه ميبيني داري حال ميايي. فقط دواش همون مايعاته . حالا اگه نسخه خصوصي هم مي خواي واست ايميل مي كنيم. مواظب خودتون باشيد آقاي دكي جوونم دست درد نكه اما مواظب باش ديگه نزديكه همه جانداري نشيه [گل][قلب]

فرناز

ای وای خدا بد نده.خوب شدی کامل دیگه؟؟؟ولی خوشم اومد.بسیار happy end بود. [نیشخند] قسمت دودر شدن امتحانشو گفتم.فردا میرم مدر...ببخشید:دانشگاه [سبز][سبز] استرس دارممممممممممممممممممممممممممم [سبز][سبز]

آیدین

بععععععله خوب. منم بودم و می خواستم یه امتحانی رو بپیچونم، تقصیر رو می انداختم گردن اون حیوون بدبخت! [زبان]

عمه کوچکه

سهیل جان مواظب خودت باش سعی کن با خوردن مواد تازه بخصصوص میوه مقاومتت را بالا ببری برات آ رزوی سلامتی دارم

سحر خاخولت

فریده جون دست رودلم نذار که خوووونه[ناراحت] داداش دست گلمو این امریکن ها مریض کردن جوریکه اب محترم بینیش اویزون شده[چشمک] ولی جدا خدا رو شکر واقعا خداروشکر...حسابی غصه دار شدم اول!!!! ولی حالا خوشحال خوشحالم...جوریکه هیچ نمره ی افتضاحی نمی تونه حالمو بد کنه[لبخند] به فرناز:فرناز جونم کلی دلم می خواست امشب بهت بزنگم سال اولی ترم اولی...حواست به ترم یک و دو باشه که هیچ وقت تکرار نمی شن

نگین

سلام پسر دایی.خدا بد نده.آبا گفت سرما خوردی[نیشخند].کمپوت بفرستم خدمتتون؟وااااااای دکترام سرما می خورن!!!!!!!!!!![تعجب]انشا الله زودی خوب شی.راستی امروز تولدت بود.تولدت مبارک باشه 1000 ساله شی.[هورا][گل]مراقب خودت باش.همه سلام می رسونن.

محسن چ

سلام سهیل جان. چی شده؟ نترس. ایشالا انفلونزای نوع ...کی نگرفتی!! فکر کنم بیماری دامبولی وطن گرفتی! خود ما هم تو خود کشور گاهی به بیماری وطن درد مبتلا میشیم. نشونه هاش چیزی بین افسردگی و سرماخوردگیه! سالم باشی مرد دوست داشتنی.

رامونا

سلام ایرونی[لبخند] حالت چطوره ؟انگاری که این تازه دوست ما خیلی نازنین هستند.چقدر دلم تنگید وقتی فهمیدم مریض شدی یکدفعه دلم خواست میتونستم برات سوپی آشی چیزی بیارم تا زودتر خوب شی تا بتونم احساس گرم و یکدل بودن ایرونی رو بهت تقدیم کنم .چه حیف که خیلی دور بودی.اونجایی که تو هستی یکی دو سه سال نوری با من فاصله داره(از هر جهت که فکر کنی).القصه چون چیزی جز دعا نداشتم همونو نسخه کردم برات بپیچند.سهیل جان مراقب خودت و دلت باش که اول دل گرفتار غم میشه و بعدش مریضی به تن غلبه میکنه .اینطوری که من فهمیدم این داداش ایرونی خیلی دل پاکه.و ذاتش مثل حریر شفافه میشه حتی اونورش رو هم دید.ای بابا طبع شاعرانه تو روی نوشته های من هم تاثیر گذاشت.مراقب خودت باش.راستی بعضی یادداشتهات رو نمیتونم بخونم .میشه ما رو هم به اندرونی راه بدی[خجالت].اگرچه فکر مینکم تو پشت و رو نداری و اندرون و بیرونت یکی است.راستی دیدم تولدت رو تبریک گفتن از ما هم بشنو: تولدت مبارکه انشالله:[هورا][گل] تا حق/ یاحق علی یارت ایرونی

میثم

سلام من دفعه اولم هستش که به وب شما سر زدم .از مطالبتون استفاده کردم . دوباره بر میگردم تا مطالب دیگه وبتون رو بخونم . من در زمینه مهارتهای زندگی موفق و... کار می کنم .اگر قابل میدونید بهم سر بزنید .خوشحال میشم نظرتون رو درباره وب خودم بدونم .اگر با تبادل لینک هم موافق هستید من رو با نام زندگی موفق لینک کنید و بهم اطلاع بدید که شما رو با چه عنوانی لینک کنم . منتظر حضور گرمتون هستم در زندگی موفق [گل][گل]