آن صدای همیشگی....

ملودی‌اش به خودی خود زیباست....بلکه جذاب، آنقدر که ده یا حتی بیست بار شنیدن هرروزه‌اش هم، این روزها اقناعم نکند....با این حال، این یکی چیز دیگری در خود دارد.....این یکی افسونم می‌کند به ترکِ موقتِ عادت همیشگی‌ام‌ در نادیده گرفتنِ کلامِ قطعاتی که می‌شنوم...با شعری بی‌نهایت ساده، آنقدری ارزشش را دارد که بتوانم با خیالِ راحت چشم‌هایم را ببندم و بدون تلاش برای تصور حذف آن، غرق شنیدنش ‌شوم، بارها و بارها....بدین معنی که بدون هیچ مقاومتی، خود را بِبازم و بگذارمش فرابگیردَم، دوباره....

I walked across an empty land
I knew the pathway like the back of my hand
I felt the earth beneath my feet
Sat by the river and it made me complete

.......

This could be the end of everything
 
So why don't we go, Somewhere only we know...

/ 5 نظر / 8 بازدید
سحر

در تمام ترديدهاو شايدهايم بدان! تنها تويي که بايدي... تنها تو... حتي به خودت هم دل مبند مي رسد روزي که حتي نگاهت را نمي شناسي به جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بيکرانه را جدي نگرفته ام حتي عشق را... سلام روزت بخير باشه مهربون...كلبه قشنگي داري ...دوست داشتي با قدمهاي سبزت كلبه كوچك آبجي سحر هم مزين كن...روز دل انگيزي داشته باشي

زيتون

بسم الله سلام چه خوب که من همین اولا اومدم ... در قبال نوشته ات همون نقاط همیشگی: ....................... میدونم می فهمی موفق که هستی! نه؟ باش

افشین

سلام به احساسات قشنگ بعضی وقتها به آدم با یک بوی خاص و یا با شنیدن آهنگی که با تارهای احساسات بازی میکنند ، احساس یه جور پرواز دست میدهد و احساس یه جور بی وزنی برای هر انسان با احساسی را فراهم میکند ، حتی زمانهایی میرسد که وقتی پیاده روی هم میکنید احساس متفاوتی از پیاده روی داری و قدم در احساسات میگذارید و انگار انسان میتواند با همه سلولهای خود حرف بزند. به هر حال به نظر من باید هر از گاهی به این فضای متفاوت سفر کرد و دوباره به خونه برگشت. موفق باشی انسان با احساس شاید در آن لحظات بهترین خروجی انسان صدای بارانی است که از چشمه چشمان جاری میشود.

فریده (ح)

خیلی خوبه که آدم یادش باشه که دچار روزمرگی نشه....یادش باشه که واسه خودش وقت بگذاره....یک آهنگ رو با تمام سلولهای بدنش گوش کنه......لدت ببره و نت به نتش رو جذب کنه...یادش باشه که به وبلاگ دوستاش هم سر بزنه...شرمنده که نیومدم چند وقتیه ....ولی اومدم....اونجا که هستی انرژی مثبت واسه من یادت نره.....

امین

سلام دکتر جان آقا همونطور که میدونی از اونجایی که برو بچ صنایع تو کار راه حل و اینا هستن منم با اجازه یزرگترا یه راه حل وستون دارم [چشمک] اگه زودتر مامان شارلوتو خوشحال کنی و اگه اوشون همونجایی باشن این غم غربت تبدیل به خوشیه قربت میشه [نیشخند] البته به قول اونجاییا i'm kidding ولی خب تو هر شوخی یه کمکی حقیقت هم هست دیگه [چشمک] خیلی دوسست داریم حاجی[لبخند] همیشه سلامت و خوش باشی[گل]