رابطه....

سرزمینی که من از آن آمده‌ام، فرهنگی که شخصیت خود را در کالبد آن شکل داده‌ام، به من باورانده که رابطه را باید حتی پنهانی آغاز کنم تا بیاموزم چیست....لذت بردن از آن را یادم داده‌اند با حسی پنهان ناشی از گناه همراه ببینمش، نه تلاشی برای پاسخ به یک نیاز متعالی انسانی.....دوست داشتن، دوست داشته‌شدن...

سرزمینی که من از آن آمده‌ام، فرهنگی که شخصیت خود را در کالبد آن شکل داده‌ام، درد تمام کردن یک رابطه را چند برابر به من چشانده است، شاید آنقدر که نتوانم درس بگیرم از نخستین بار و برای تجربه کردن دوباره‌اش، این بار عاقلانه‌تر به امید اینکه آخرین بار باشد تا پایان عمر، پیشقدم شوم....دردی که گاه به خود می‌گویم برای تمام عمر باید بار سنگینی‌اش را بسپارم به شانه‌ چپ....

روزی اگر فرصت تجربه احساس پدری به دست دهد، پسرک را می‌گذارم این کلمه کلیدی را جستجو کند در فصل فصلِ دفتر خاطرات عجیب پدر، و نتایج جستجو (!) را صفحه به صفحه، با حوصله، ورق بزند....تصویر آن روز در ذهنم، پدری است که سکوت را تنها راه مقابل پیش رویش می‌بیند برای طفره رفتن از پاسخ "چرا، چرا"های بی‌شمار پسرک... وقت این بار اما تنگ نیست، می‌دانم پاسخ‌ش را برای خود، دست‌کم پیش از آن روز احتمالی خواهم یافت!

/ 7 نظر / 13 بازدید
فاطمه پارساپور

با اینکه نسل جدید دیگه ابدن اینطوری فکر نمیکنه این خودآزاری و دیگرآزاری اونهم بابت انسانی ترین عواطف بشری برام عجیبه. موندم چه بر سر این ملت اومد که اینطوری شدند. بماند.امیدوارم هرکاری که میکنی و نمیکنی، موفق و شاد باشی.

محسن چ

سلام بر جناب دکتر سهیل کم پیدا. راست میگویی به خدا. گرفتاری فرهنگی عجیبی داریم که چندان راحت هم حل نمیشود. متاسفانه آنقدر در نسل ما و قبلی ها اوضاع نامناسب و غیرانسانی بود که حالا نسلهای جدید از این سوی بام افتاده اند. با این حال شاید نسلهای بعدی بهتر از ما رفتار کنند و از زندگی بهره مند شوند. منظورم نوه های ماست که از تندبادهای هم افراط و هم تفریط گذشته اند.

سحر خاخولت

حرفهات درست سهیل جان ... اما در وجود من و تو چیزی هست که مایه ی خود آزاری است و من به تازگی به کشف آن نائل آمدم (:دی)...اگر بپرسی چه چیزی میگویم...بازی با کلمات کلمات بی رحم که واقعیت و عقلانیت را میگیرند...کلماتی همچون اولین احساس اولین رابطه اولین بوسه حتی...کلماتی که وقتی در ذهن می پرورانیم بسیار بزرگتر از آنچه که در واقعیت هستند جلوه می کنند. از معنی لغوی کلمات کاش بیرون بیاییم و بدانیم رابطه ی خوب و راضی کننده آن نیست که اولین دومین یا هزارمین باشد...و هزارمین اگر باشد باید امید را پیدا کنیم و با عقل و احساس امید تزریق کنیم با نوشته ات موافقم و فکر میکنم یکی از ریشه های پنهان کاری و دروغ گویی میتونه همین جاها باشه

مینا

سلام..خوبید؟به هیچ وجه از صراحتتون ناراحت نشدم...بلکه لذت می برم از کلامتون.... نمی دونم صرفنظر از موافق بودن من با متن جدیدتون یک حسی از متن شما می گیرم..نمی دونم به نظرم تجربه تلخی اذیتتون می کنه؟؟ امیدوارم که اینطور نباشه و اگر دنبال تجربه مشابهی هستید نترسید و نگذارید تجربه قبلی مانع بشه همیشه باید از گذشته آموخت نه اینکه ترسید...ببخشید که از روی حسم دارم شما رو راهنمایی می کنم...یک طرفه به قاضی رفتم[خجالت][راک]

مینا

این آیکون دوم نمی دونم چه طور شد که چاپ شد؟؟؟؟؟؟؟Im so sorry

زیتون

میخاستم پیام بذارم دیدم کمی...با اینکه از حرف زدن خسته ام اما بازم حرف میزنم حتما اگه مرد بودم و ریش داشتم ریشم سفیده شده بود تا الان...پس بیشتر مردا واسه همین ریششون میزنن که معلوم نشه چقد حرف میزنن!![چشمک]

مینا

احساس صرف همیشه قابل اعتماد نیست ولی قابل تعمق هست....نمی دونم در مورد شما حس من درست حدس زد یا نه؟؟؟؟در ایران هیچی سر جاش نیست...و متاسفانه در اکثر ارتباطات مشکل به وجود می یاد...حالا برخی خیلی بزرگ و مشکل ساز نیست ولی برخی دیگه پدر روح و روان آدم رو در می یاره...ما ایرانی ها باید قوی باشیم...و سعی کنیم نذاریم آیندگان هم مثل ما زجر بکشن....انشا الله که اینطوری شه!!!!