راز و نیاز با پروردگار....

خواستم از او کمکم کند قدری خاکستری‌ام را کم کنم امسال، بلکه نَه پیش چشم دیگران، دست‌کم درون خودم قدری احساس آسودگی کنم....خواستم از او، تا دلم را لبریز از محبت کند و خِسَت خرج کردنش را، نه فقط برای دیگران که حتی برای خود واقعی‌ام، از من بگیرد....

خواستم از او یاری‌ام کند اصراری بر تکرار اشتباهات پیشین، نه در حق خود، نه در حق دیگران که این آخری را حتی گاهی معادل ظلم باید شمردش، نداشته باشم....خواستم از او پرده‌ای بکشد، نه فقط بر گناهان کوچک و بزرگم که بر کدورتی که شاید از برخی بر دل نقش‌ کرده‌ام... تا با ندیدن‌شان از اولی امید دوباره گیرم و از دومی عشق.....

خواستم از او مددم کند شایستگیِ حفظ داشته‌هایم را، نه حتی در حد بایسته که دست‌کم در کمترین اندازه‌اش، کسب کنم و نگاهش دارم.....خواستم از او غرورم را، نه به آن اندازه که با توانِ اندکم همخوانی داشته باشد که تنها سرِسوزنی، کم کند بلکه شَرم کنم از برتر دانستنِ خود در قیاس با هم‌نوعانی که بدون ادعا برتر از من‌اند و ارزشمند‌تر...

خواستم از او دلگرمم کند شجاعت گریستن را، نه در وقت شکست، که در هنگامه فوران احساسات پاک و صادقانه، اگر لایق این دست احساسات باشم، کسب کنم...خواستم از او نعمت خندیدن و شاد زیستن را، نه به معنای سرخوشی در حال بی‌‌خبریِ از عزیزان و دوستانم، که به یاد آنها و در کنار آنها، به من ببخشد...

خواستم همه اینها را باهم...همه را...تنها خودم و خودت به‌حق می‌دانیم کدام‌شان فریاد قلب بود، کدام‌شان نجوای واژگان بر زبان....کدام‌شان از سَر نیاز بود، کدام‌شان از سَر خودنمایی...

حال که سالی گذشته، دور از موطنم، دور از عزیزانم، دور از محل تولد خاطراتم دوباره یاد راز و نیاز با تو افتاده‌ام که مکان و زمان، ناتوانند از گسستِ پیوندِ ناپیدا اما محکمِ تو با آدمی....این‌بار با همه توانم، می‌کوشم قلبم به سخن آید و خواسته‌هایم را بازگو کند:

پایداری و سلامتی، شادی و کامیابی، امید و عشق برای همه عزیزانم و دوستانم در سی‌صد و شصت و پنج روز دیگری از زندگی‌ام که از این به بعد، باید آن را سال نو خطابش کنم...

به امید تو ای یگانه پروردگار مهربانم...

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زيتون

بسم الله شادي را هديه كن حتي به كساني كه آنرا از تو گرفتند،عشق بورز به آنها كه دلت را شكستند،دعا كن براي آنها كه نفرينت كردند،درخت باش بر غم تبرها،بپر به كوري چشم خفاشها،بهارشو و بخند كه خدا هنوز آن بالا با ماست

زيتون

حرفای قشنگی رو زدی که به نظرم حتی به فکر خطور کردنش هم لیاقت میخواست بماند در عمل! و حالا من برات آرزو میکنم که برسی به هر آنچه که اینجا از خدا خواسته ای که بهترین ها بود اما از خدا میخواهم که همه اینهایی که برای خودت خواسته بودی برای ما هم ... انشاالله[لبخند] و آخری ها رو برای تو هم از خدا خواستارم و امید است خدا دعاهای بزرگ منشانه ات را مستجاب کند و دعاهای مارا [گل]

مجید و سیما

سروری و سرور .سلامت و سعادت .سیانت و سیادت سیاحت هفت سین نوروزتان باد. عید همتون مبارک

سحر

خدایا... آرامش... دل خوش ... سلامتی... موفقیت... آمین آمین آمین ... سهیل جان بهار 88 مبارک...همیشه شاد باشی و بخندی...درس بخونی و چیز های نو تجربه کنی... برادر عزیزم سال خوبی داشته باشی... برای منم دعا کن...و به یاد دداشته باش: اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست[قلب]

ترنم

زمان می گذرد و دوستی ها باقی می مانند معبودا حافظ دوستان من باش[گل][گل]

امین

سر سبزترین بهار تقدیم تو باد آواز خوش هزار تقدیم تو باد گویند که لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد[گل] سلام سهیل جان [لبخند] ایشالا به همه چیزای خوبی که خودت و همه دوستان و فامیلا برات خواستن تو این سال نو برسی راستی برنامت وسه 8/8/88 چیه؟ مامان شارلوت؟ یا چیزای دیگه [چشمک] آقا خیلی ارادت داریم. همیشه سلامت و خوش باشی [گل]

مهناز-علی-محمدرضا-مهراد

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد سهیل جان دوستت داریم با آرزوی عشق صلح و آرامش برای تو