فرمایش....

 

پشت این صفحه مستطیل‌شکل که دو سه سالی‌ست شده دفتر و مدادت و شاید لذت نوشتن فارسی را بی آنکه بفهمی، از تو گرفته است، هیچ چیز نیست که بتواند دوباره خالی‌ات کند از خستگی و نشاط را درونت بدمد.....خدانگهداری بگوید به بی‌انگیزگی و سلامی بلندبالا نثار روحیه‌ات کند....ببندد چشم‌هایت را لحظه‌ای تا ذهن‌ت پاک شود از آلودگی درگیری‌های روزانه و فردای امید را در خیال‌ت بدواند.....

میان این همه صفحه کوچک و بزرگ، پر از کلمات فارسی و انگلیسی، لای سر و صدای اخبار شبانگاهی و دسامبر جرج وینستون، اما آن صفحه کوچک با آن صورتک زردرنگ کوچک، بلند می‌گوید هست، چرا هست!! چیزی هست...چیزهایی باید باشد...همین‌که می‌بینی جمله‌ای آمده از طرف یکی از آن دسته آدم‌هایی که دنیا یکی و فقط یکی از آنها دارد! این همان است!! لبخند را انگاری روی لبانت می‌دوزند وقتی جملاتش را می‌خوانی و از فرمایشات‌ش مطلع می‌شوی!

به دیده منت، سرکار! آوریل است، اما شنیدن دسامبرِ جورج وینستون به‌نظر من یکی هنوز لذت‌بخش است، نه؟؟

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر خاخولت

فکرش را هم نمی کردم که روزی ارتباط ما...من و تو...این صفحه ی مستطیلی کوچک باشد...فکرش را هم نمی کردم...این است که گاهی سردرگم می مانم که یه این قاب ناسزا بگویم یا از اینکه گاهگاهی می توانم سر کچل و عزیزت رو اینجا ببینم سپاسگزار باشم... برادر عزیزتر از جانم این هم بخشی از هیجان زندگی من شده است...اینکه با خود حدس بزنم حتما تا کنون از بذله گویی و شوخ طبعی ات کاسته شده باشد...چقدر بزرگ تر و مهم تر شده ای...اینکه خیال کنم وقتی تمام این روزهای بزرگ و قشنگ و پر تجربه تمام شوند چطور تو را ببینم و در آغوش بگیرم... . . سهیل عزیز می دونی که من چقدر منتظر نتیجه ام و هیچ کاری جز انتظار ازم بر نمیاد...اما از تو بر میاد،بر میاد که اونجوری که دوست داری نتیجه بگیری و نیازی به انتظار کشیدن نداشته باشی...یک ماه و نیم تا یک نتیجه عالی...قول بده که خوب خوب خوب می جنگی . در آخر هم باید با لحن خودت بگویم "خدا خفه ات کند بچه"خدا می دونه که از اول این متن تا انتها چند بار صورتم رو شستم... دسامبر فوق العادست پیش به سوی فرداا هاااااااااا[لبخند]

حدس بزن

سلام ای دوست قدیمی، همبازی دیروز، مهدی گانز البرز و سهیل دوست داشتنی امروز، لینک وبلاگتو دیدم و چندتا از نوشته های قشنگتو خوندم. به یادتم رفیق. دوستدار تو، همون کسی که قبل رفتن به آمریکا تو سیدخندان دیدیش و ایمیل و تلفن رد و بدل کردیم [چشمک]

حدس بزن

ببخشید که چند بار تکرار شد [ابله]

علی (نع...)

چون نخواستم که بیشتر از این آمارت به محیط سایبر راه پیدا کنه پیام خصوصی دادم... . اما بذار همه بدونن که چطوری ایمیل یک هموطن رو فقط بخاطر جنس موافق بودن پاک کردی ... ای روزگار ... [افسوس] [پلک]

فریده

آیدین کبیر نیست اینجا که بهتون بگه این مسائل تو غرب حل شده است. آخه من چی بگم بهتون.

زيتون(زنبور بي عسل)

بسم الله سلام جناب سهيل! بالاخره من دستم رو باز کردم اما هنوز هم اين انگشت کوچيکه ساز ناسازگاري مينوازد... ....

زيتون(زنبور بي عسل)

وقتي ميگم التماس دعا ميدونم که تو .... اما خب ميشه خيلي چيزا از خدا خواست مثل خدايا اگه مشکلي داره حلش کن...خدايا هر چي دوست داري بهش بده...خدايا دوستش داشته باش...خدايا بهش عشقتو نشون بده! خدايا بهش آرامش بده .... خدايا صعب رو براش سهل کن.... من هم مثل شما هستم ولي با اين نوع دعاها تکليفي که محبت برام ايجاد کرده رفع ميکنم. خوب هستي؟! درسا سخته؟!! موفق باشي و در پناه خدا!

وحیده

هر چیزی رابهائیست که باید آن را پرداخت............ ................................................................ ........................................................................... شاد باشید و موفق [لبخند]

الهه

به نظرم توصیف عصرای یکشنبه اتون حرف نداره. مال من پر از فکر روز آخریه که پیش خانوادم بودم. قلبم فشرده میشه[ناراحت]

ممرض

سلام سهیل جان با اینکه آدم برونگرایی هستی اما نصف وجودت رو رو نمی کنی. من موندم اگه اون نصفه هم مشمول برونگرایی می شد چی می شد.! در ضمن دوستایی در کنارت هستن و نمی بینیشون که همیشه در حدی که توانایی داشته باشن دوست دارن کنارت باشن.