این شبانه روز غریب...

از کِی به یاد آورده‌ام متعلق به خاکی هستم که با همه خوبی و بدی‌اش وطنِ من است؟ چه چیزی باعث شده اکنون از این فاصله، دلم برای آنجا به تپش بیفتد و دلتنگی‌اش به سراغم آید؟؟اتفاقی افتاده آیا که یادم آمده تا این حد نگران سرنوشت کشورم باشم؟؟

شخصیت پیچیده و لایه لایه خود را دوباره امشب نگاه می‌کنم.....

چگونه تغییر یافته‌ام آنقدر در طول زمان که اکنون حتی با اطمینان نتوانم بگویم تمامی احساس غم و ناراحتی‌ام به‌خاطر وطن و مردمِ اغلب دوست‌داشتنی‌اش است و نه از سر دلتنگی که موضوعی‌ست شخصی و هرگز بهایی در مقایسه با دغدغه انسان‌های شرافتمندی که اخبارشان را دورادور دنبال می‌کنم، ندارد؟؟

چه بر سرم آمده که مرور همیشگی رفتارهایم در چنین لحظاتی، بیش و پیش از هر چیز نشانم می‌دهد که اسیر احساسات زودگذر شده‌ام و عمل کرده‌ام؟؟ چه کرده‌ام با خود که این‌‌گونه خودخواه و نامهربان شده‌ام نسبت به خاکی که وجودم را، در مدرسه یادم داده‌اند طوطی‌وار بیانش کنم بدون اینکه بفهمم‌اش، چون مادری مهربان پرورده است؟؟

ای خاک مهربان -خدا کند این چهارسال یاد بگیرم وقتی صدایت می‌کنم، برآمده از احساسی نیالوده به خواسته‌های فردی‌ام باشد- باز می‌گردم، -خدا کند این چهار سال یاد بگیرم وقتی حرف از بازگشت به میان می‌آورم، انگیزه‌ام تنها دلتنگی عزیزان و دوستانم نباشد- به این امید که گوشه‌ای از دِین خود را -خدا کند این چهار سال یاد بگیرم وقتی از مدیون بودنم می‌گویم، آن را باور داشته باشم- به تو ادا کنم....

/ 7 نظر / 14 بازدید
مجتبی

درود بر سهیل عزیزم، این روزها دل همه گرفته. آرزو میکنم که خداوند هیچ ملتی رو دچار اینچنین یاس و ناامیدی نکنه... نمیدونم چقدر به موضوع ربط داره ولی یک نکته رو اینجا بگم، که هرگز از رای دادنم پشیمون نیستم...همین رای دادنمون باعث شد ذات پلید خیلیها که ادعای آزادی و دموکراسی داشتند برملا شود...اگه این حضور همگان نبود، باز هم میتونستن مثل مجلس هفتم و هشتم (که مشارکت خیلی پایین بود و نیازی به کودتا نداشتن) دم از انتخاب مردم بزنن...ولی این حضور آنها را وادار کرد تا بالاخره اون اعتقادات پلیدشون رو برملا کنن و عملا دست به "کودتا" بزنن. فدات، مجتبی

سحر خاخولت

سهیل عزیز...این احساس همگی ماست...احساس حماقت و حقارت احساس بیهودگی احساس ناامیدی عمیق که تا گوشت و خون و استخونمون نفوذ کرده...و بالاتر از همه اینها عصبانی هستیم...عصبانی از اینکه چطور آلت دست عده ای بوده ایم... عده ای با مغز کوچک و متحجر که لات مسلکی را برتر از متانت و استواری می دانند... ما همه ایران رو دوست داریم و همیشه مدیونش هستیم...به امید روزی که همگی شعور را به جای خرافه پرستی و واقع گرایی را به جای خیال بافی برگزینیم!!!

سیما

سهیل عزیز من هم با نظر آقا مجتبی کاملا موافق هستم.فقط می تونم بگم به داشتن عزیزی مثل تو که خارج از کشور اینگونه نگران هموطنانت هستی افتخار میکنم. شما آبروی این مملکت هستید.ما با داشتن جوانانی مثل تو چشم انتظار آینده ای روشن هستیم... به امید داشتن ایرانی بدون دروغ و بدون ....... [گل]برای تمام هموطنانم چه داخل ایران چه خارج ایران [گل][گل][گل][گل]

مینو

سهیل عزیز نگران نباش خدا بزگتر از تمام قدرتهاست من نیز به وجودت افتخار مکنم احساس همه ما همیناست مواظب خودت باش

نادر

سلام سهيل تعبير خوبي كردي، ناراحتي و خشم به جاي ياس و نا اميدي البته من مطمئنم كه منظور ساير دوستان از ياس و نااميدي همان خشم و نارحتي است.. براستي آيا انساني كه نااميد است، حقير است...مي تواند خشم و خود را ابراز نمايد... ما، مثل خيلي هاي ديگر با اين رفتارها نه تنها حقير شمرده نمي شويم، بلكه صداقتمونو نشون داديم، چه كار ديگري مي‌توانستيم كه نكرديم.... پس نا اميد نيستيم،‌ چون خشمگينيم، بغض اي در گلويمان ماند، تا كهنه شود...تا..... <الملک يبقي مع الکفر و لا يبقي مع الظلم>

افشین

سلام برادر چی بگم چشمانمان پر است از صدای باران... به امید زنده ایم و انتظار میکشیم شاید همه عمر...

فرناز

سلام سهیل جون.سر صبح ساعت 10 حدودا تو تاکسی بودم که خبرشو بهم دادن.جات خالی هر چی از دهنم در اومد بهش فحش دادم.بعدم گفتم مردم خرن .گوشی رو که بستم یارو تاکسیه دراومد که:یعنی به نظر شما 24 میلیون آدم خرن؟؟؟(مرده شور اون لهجه ی بد مشدیشو ببره)من بهش رای دادم خانوم !بابا شما چی می خواین از این مملکت؟؟؟؟؟؟چتونه؟من سر این قضیه تا حالا با چند نفر درگیر شدم[اضطراب] با پدر و برادرم قهر کردم!!جات خالی حسابی ته دلم خالی شد[اضطراب]من چی کار کردم؟جدا به نظرت چی کار کردم؟: ای آقا شما هم ساده این.من خودم به آقای دکتر رای دادم!؟!؟!(به این میگن تقیه) این جوری گفتم که دوستم ناراحت نباشه!!!!گفتم حالا بیا الان مارو میبره [اضطراب].بعد دیگه باورش شد [شرمنده] 300 متر دورتر از خونه پیاده شدم و مثل(دور از جون) سگ تا خونه دویدم .شب به خیر[نیشخند]