تنها دویدن؛ یادداشت‌های سهیل

قهری؟!

قهری؟!

جوابم را نداد....حتی به نظرم آمد سرش را برگرداند و خود را زد به نشنیدن.. پیش خود گفتم باشد! جایی دیگر پیدایت می‌کنم در این دنیای به ظاهر بزرگ که گذاشته دلت را به فاصله‌ی این روزها بی‌نهایتِ من و خودت خوش کنی.....شب را برای همین ساخته‌ام سالیان سال پیش از آنکه تو فرصت تجربه زندگی را پیش چشم روی خود ببینی....


همان شد که باید! بالاخره گوشه‌ای پیدایش کردم تنها.....خواست، به زعم من، مثل همیشه فرار کند، اما نتوانست.. این بار نگذاشتم چشمانش را از نگاهم بدزدد... چشمانم را دوختم به مژگان سیاهش.... شرم در نگاهش دوید....نگاهم را کشاندم به  گونه‌ راستش....این بار اشکهایش سرازیر شدند.. پیشانی‌اش را برانداز کردم... گره‌هایی سخت پیشانی‌اش را پوشاندند... لحظه‌ای ثابت ماندم! باورم نشد، اما خودش نبود انگار....

گویی تغییر کرده بود....به نظرم رسید اشتباه کرده‌ام....آنقدر گفته‌اند و تکرارش کرده‌اند عاری بودنم از اشتباه را که خود نیز باورم شده است... اما شاید این یکی دیگر است، آدرس را شاید اشتباهی آمده‌ام این بار.. مگر نه اینکه قرار است سوی چشم‌ها و گره‌های صورت کافی باشند برای شناختن یکی یکی‌شان و از جمله این یکی... شاید هم باید تقصیر سیاهی کورکننده شب بدانمش...

چشمهایم را برای لحظه‌ای بستم و گذاشتم گوش‌هایم به‌جایشان ببینند... سخت نبود دیدن صدای بغض فروخورده توقف، دیدن صدای نفس‌های یریده بریده تردید، دیدن صدای هق هق تلخ ناامیدی..... همین‌ها کافی بود برای اینکه بدانم خودش است و اشتباه نکرده‌ام، حتی اگر چشمهایم قرار بود باورش نکنند.... صدای دست چپ‌ش انگار قرار بود شناسنامه‌اش بماند تا آخر عمر....

حس کردم تقصیر از من بوده که رهایش کرده‌ بودم با این تصور که، بی‌دلیل حتی، قهر کرده و دوست ندارد دیگر مرا دور و برش حس کند....او که قهر نبود، تنها بهانه‌ای می‌جست از جنس شروع دوباره، همان که انتظار از من می‌بود ساختنش و نشان‌ش دادن...خیره نگاهش‌ کردم با طمانینه‌ و لبخندی زدم...مقدر نبود مرا ببیند، دیدن آرامش هرچند زودگذری که در دلش دوید، برای من اما سخت نبود.. اندیشیدم شاید هیچ‌گاه تا این حد نیازمند کمک‌م نبوده، اگرچه غرور خنده‌دارش التماس کردن به من را برنتابد....

قهر نبود! نه، نبــــــــود!

 

بخشی از افکار پیرمرد زندگی‌ام، هنگام دیدن حال این روزهای پسرک سی و دو ساله

+ سهیل همتی ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()