تنها دویدن؛ یادداشت‌های سهیل

غروب ماه نو

 

غروب ماه نو

ساعت نزدیک ١١ شب است، تازه نگاهم را از بیرون پنجره به داخل کشانیده‌ ام...امشب شب اول یا دوم ماه باید باشد...هلال ماه زیباست و غروب آن زیباتر... هیاهویی شنیده نمی‌شود، سکوت شب، ماه را تا پایان همراهی می کند.... این ماه باید به سراغ دیگران هم برود، آنها هم شب دارند...همانطور که روز...

این دنیاست.... از کسی دریغ نشده به تمامی... شاید برای هر کس محدودیت‌هایی دارد، اما وی را از همه چیز محروم نساخته....هر که باشی، خوب یا بد، این دنیا هنوز جلوه‌ها دارد برای تو، نشانه‌هایی برای زیستن و ملزوماتش: تلاش، امید، عشق.......

Sometimes we don't know what we're waiting for
That's the time to be the first one on the dance floor
We go from green to blue to gold to black
Breathe deep, who knows how long this will last

روزها به سرعت می‌گذرند و من را همراه خود می‌برند....به کجا؟؟ خودم را به آنها سپرده‌ام و مسافر این راه بودن را باور کرده‌ام....

+ سهیل همتی ; ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()