تنها دویدن؛ یادداشت‌های سهیل

فردای بعدی...

فردای بعدی...

منظورم آنی نیست که دنبال امروز خواهد آمد....از آن دیگری می‌گویم که چهارشنبه و پنج‌شنبه شب قرعه به نام تو افتاده بود تا باورت شود چقدر این یکی متفاوت است با همه آن فردا‌های معمولی دیگر که به آمدن و رفتن‌شان عادت کرده‌ایم....


همانی را می‌گویم که ساخته شده تا زندگی‌ من یا تو را، فرقی نمی‌کند که باشیم، تقسیم کند به بخش‌هایی نه لزوما مساوی که ختم می‌شوند هربار به واقعه‌ای اغلب دلپذیر، ساخته و پرداخته باورهایمان که تمام زمان مابین "فردای پیشین" و "فردای بعدی" صرف تلاش و کوششی می‌شود در جهت تحقق آن خواسته مطلوب...

همانی را می‌گویم که تعریف شده در زندگی من یا تو، فرقی نمی‌کند که باشیم، تا آمدن و رفتن‌ش نشانه‌ای باشد برای آنکه -اگرچه مغزمان را شستشو داده‌اند که همیشه این یکی را "آخرین"شان بدانیم- باز هم یادمان بیاورد از این فرداها کم نخواهیم دید و یادمان بیاورد آنچه نه اگر بیشتر، به اندازه رسیدن به آن واقعه کذایی دلپذیر لذت‌بخش است، امیدی است که نبودش مثالِ توقفی می‌ماند مابین "فردای پیشین" و "فردای بعدی"....

امروز شنبه صبح است....آخرین "فردای بعدی" حالا دیگر خود "فردای پیشین" شده و افسوس از وقتی که بخواهد صرف مرور بی‌نتیجه آن شود....زندگی تو یک نفر دست‌کم، بدون فردا معنی ندارد...خیلی زود دوباره تجسمی از فردا، نه حتی کاملا روشن و دقیق، بساز و دستت را بده به امید، تا همراهت باشد از "فردای پیشین" به "فردای بعدی"....

+ سهیل همتی ; ٧:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()