تنها دویدن؛ یادداشت‌های سهیل

من یک نوازنده‌ام...

من یک نوازنده‌ام...

می‌ایستم.....سخت نیست فهمیدن اینکه اشتباه می‌نواخته‌ام....راستش کمی عجیب است که اینجا دفتر نُتی جلویم نیست...از کجا نمی‌دانم اما، می‌توانم بگویم انگاری یک کلید مبنا را به‌جای دیگری گرفته‌ام و شاید چند دقیقه‌ای است مشغول اشتباه نواختن بوده‌ام....

ادامه مطلب
+ سهیل همتی ; ٧:٠٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بیست و پنج دقیقه....

بیست و پنج دقیقه....

فکر نمی‌کنم هرگز آدم درونگرایی بوده باشی....بلکه یادم نمی‌آید روزی که دوری از دیگران را حتی در آن تاریک‌ترین لحظه‌های فرار از خود، دوست داشته‌ای....نه، آنقدر می‌شناسمت که مطمئن درباره‌ات بگویم نبوده زمانی که تنهایی را به معنای واقعی‌اش‌ زندگی‌ کرده باشی...

ادامه مطلب
+ سهیل همتی ; ٧:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()

فردای بعدی...

فردای بعدی...

منظورم آنی نیست که دنبال امروز خواهد آمد....از آن دیگری می‌گویم که چهارشنبه و پنج‌شنبه شب قرعه به نام تو افتاده بود تا باورت شود چقدر این یکی متفاوت است با همه آن فردا‌های معمولی دیگر که به آمدن و رفتن‌شان عادت کرده‌ایم....

ادامه مطلب
+ سهیل همتی ; ٧:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()