تنها دویدن؛ یادداشت‌های سهیل

ایران...

ایران...

شاید بیشتر از دو هفته‌ست که می‌خوام بنویسم در مورد جلسه گزارش سفر آقای رئیس دانشگاه فلوریدا به ایران، اما این رشته مهندسی صنایع....دیدین اشتباه نکردم این بار؟ نمی‌گذاره با این مشق و تکلیف‌هاش...واقعیت اینه که آقای رئیس دانشگاه به همراه چندتا روسای دانشگاه‌های دیگه، فکر می‌کنم حول و حوش اوایل آذرماه یا اواخر آبان ماه به ایران مشرف شدند...همون موقع که من داشتم خدا خدا می‌کردم که ویزام آماده بشه و البته نشد تا تقریبا یک ماه بعدش! جدا ببینید ما چقدر بهتریم و گل‌تر؟ دولت ما برای استاد دانشگاه‌ها که خیلی هم آدم‌های مهمی نیستند، ویزا صادر می‌کنه، اونوقت دولت فخیمه آمریکا باید ناز کنه موقع ورود شخصیت متعالی مثل من....این هم از اثرات رابطه دوستانه مبتنی بر احترام متقابل با رفقای آمریکاییمون!

ادامه مطلب
+ سهیل همتی ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سرنوشت...

سرنوشت...

من می‌خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی‌تواند مرا در برابر زندگی خم کند...

می‌بینی عمق این جمله را؟..یادم نیست از چه کسی بود...اما می‌توانم تجسم کنم با چه انسانی می‌توانستم طرف باشم...این آدم، قطعا نمی‌توانسته انسانی باشد با زندگی آرام و بدون دغدغه...زندگی در وسط دریا، آنجا که هرگز موجی بلند نمی‌شود و سکوت هول‌انگیز، عجین لحظه‌های آن است...زندگی در غار، آنجا که تفاوتی نمی‌کند بیرونش شب باشد یا روز....نه..می‌خواهم بگویم به وضوح، او بایستی موضوعی بیش از حد نگران‌کننده‌، شاید از جنس نقص جسمی یا حتی روحی، در زندگی‌اش ‌داشته و در عین حال در معرض مُسَکن همه‌گیر زندگی بسیاری از ماها بوده....نه، فکرت را به سمت استامینوفن یا حتی داروهای آرام‌بخش منحرف نکن...منظورم سرنوشت است، همان کلمه جادویی، همان شمشیر دولبه!!

ادامه مطلب
+ سهیل همتی ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مهندسی صنایع یا مهندسی صنایع؟!...

مهندسی صنایع یا مهندسی صنایع؟!...

آنقدر سرم شلوغ شده که فراموش کرده‌ام سر من اساسا نمی‌تواند خیلی شلوغ باشد، این چند تار موی باقیمانده دیگر چیست که اسمش را شلوغی بگذاری؟!؟ اما حسابی گیج شده‌ام...وقتی به احسان و بهنام نگاه می‌کنم، با خودم می‌گویم خدا به سال‌های بعدی رحم کند!! بعضی وقت‌ها حتی شک برم می‌دارد که نکند اشتباه آمده‌ام و این رشته مهندسی گل...نزدیک بود دوباره اشتباه کنم، مهندسی صنایع نیست!!

ادامه مطلب
+ سهیل همتی ; ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

تئاتر آفرینش...

تئاتر آفرینش...

روز اول دانشگاه، به عنوان یک دانشجوی غیرآمریکایی به من و دانشجوهای مثل من، مرکز مشاوره دانشگاه رو معرفی کردند و ازمون خواستند سری بزنیم و از خدماتش استفاده کنیم...چیزی که برام خیلی جالب بود، این بود که گفتند سر زدن به اونجا به معنی داشتن مشکلات روحی روانی نیست و اصلا مشکلات روحی و روانی هم، غیر قابل حل نیست...از این نظر متعجب شدم که اینجا هم که همون گیر جامعه ما رو دارند!؟!

ادامه مطلب
+ سهیل همتی ; ٩:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()